ابو طالب حسينى تربتى
36
تزوكات تيمورى ( فارسى )
من بود ويرا با خود بر اسپ خود سوار ساخته بودم و در صحراي خوارزم سركردان ميكشتم تا آنكه شبي بسر چاهي فرود آمدم و همان شب آن سه نفر خراسانى بيوفا سه اسپ را كرفته و سوار شده كريختند و در ميان هفت كس چهار اسپ ماند و احوال من بسيار مختل شد ليكن قوى دل بودم و افشاي خطا نكردم و از سر آن چاه روان شدم و در اين وقت على بيك چون غرباني برسر من آمد و مرا برده در خانه پر از كيك محبوس ساخت و نكاهبانان بر من تعيين نمود و ششت و دو روز مرا در قيد نكاهداشت و خودبخود كنكاش كردم و بتاييد آلهي مويد شده به قوت بازوي جلادت شمشيري از نكاهبانان كشيده بر ايشان حمله آوردم و نكاهبانان روى بكريز نهادند و من پيش علي بيك رفته ايستادم و وي از عمل ناشايسته خود كه مرا مقيد ساخته بود شرمنده و منفعل شد و عذر خواست و اسپان و يراق مرا حاضر آورد و يك اسپ لاغر و يك اشتر ناتوان آورده به من پيشكش نمود و ارمغان كه برادرش محمد بيك به من فرستاده بود در آن طمع نمود و پاره نكاهداشت و مرا رخصت نمود